داستان OrbVPN با پدرم آغاز شد؛ تحلیلگری سیاسی و اقتصادی، فعال حقوق بشر و روزنامهنگار. کار او از نزدیک به من نشان داد که ارتباط امن برای کسانی که برای حقوق بشر و آزادی بیان مبارزه میکنند چقدر حیاتی است. این پروژه فقط ساختن یک سرویس VPN دیگر نبود — هدف، بنا کردن شبکهای بود که بتواند از حق مردم برای برقراری ارتباط آزادانه و امن محافظت کند.
چشمانداز نخستین
در ابتدا چیزی متفاوت را در ذهن داشتیم: شبکهای خصوصی که تنها از راه دعوت رشد کند. این ایده از این درک سرچشمه میگرفت که اعتماد در ارتباطات دیجیتال اغلب بازتابی از روابط ما در دنیای واقعی است. میخواستیم فضایی بسازیم که در آن کاربران بتوانند رشد شبکهٔ خود را کنترل کنند و در همان حال استانداردهای امنیتی بالایی را حفظ نمایند.
فراتر از ارائهٔ یک سرویس، خود را به پژوهش و توسعهٔ مستمر در حوزهٔ امنیت شبکه و حریم خصوصی متعهد کردیم. باور داشتیم که پیشتاز ماندن در فناوری برای محافظت مؤثر از حقوق کاربرانمان اهمیتی تعیینکننده دارد.
تیم نخستین و چالشها
کار را سهنفره آغاز کردیم و هر کس دیدگاهی متفاوت به پروژه میآورد. شش ماه نخست، ارادهمان را به آزمون گذاشت — با چالشهای فنی روبهرو شدیم، بر سر رویکردهای گوناگون بحث کردیم و سرانجام یکی از اعضای تیم از ما جدا شد. با وجود این عقبنشینی، چشمانداز اصلی ما دستنخورده ماند. گاهی چنین تغییرهایی اراده را استوارتر و مسیر پیشرو را روشنتر میکنند.
آغاز فنی
نخستین پیادهسازیهای فنی ما با پایتون ساخته شد. آن را بهخاطر توانمندیهایش در شبکه برگزیدیم، اما همچنین از این رو که به ما اجازه میداد در حین یافتن مسیر دقیقمان بهسرعت تکرار و اصلاح کنیم. راهاندازی نخستین سرور، ساده و کمحجم بود، اما پایهای فراهم کرد تا مفهوم شبکهسازی مبتنی بر دعوت را بیازماییم.
آنچه در سال ۲۰۰۷ ساختیم
در این ماههای نخست، تمرکزمان بر این موارد بود:
- ساخت سامانهٔ شبکهسازی مبتنی بر دعوت
- پیادهسازی پروتکلهای رمزنگاری پایه
- ایجاد نخستین سامانهٔ مدیریت کاربران
- برپاسازی زیرساخت اولیهٔ سرورها
پیوند با حقوق بشر
کار پدرم بهعنوان روزنامهنگار و فعال، اولویتهای امنیتی ما را عمیقاً شکل داد. دیدیم که سرویسهای VPN تنها ابزارهایی برای دور زدن محدودیتهای جغرافیایی نیستند — آنها برای روزنامهنگاران، فعالان و هر کسی که به ارتباط امن نیاز دارد، بهمنزلهٔ خط نجاتاند. این درک، هر تصمیم فنی ما را شکل داد.
درسهای ماههای نخست
جدا شدن یکی از اعضای تیم، درسهای ارزشمندی دربارهٔ پویایی تیم و اهمیت چشمانداز مشترک به ما آموخت. همچنین ما را تابآورتر کرد. آموختیم که بهسرعت خود را وفق دهیم، مسئولیتها را بازتوزیع کنیم و بر مأموریت اصلیمان متمرکز بمانیم.
نگاه به آینده
با پایان سال ۲۰۰۷، پیشاپیش در حال برنامهریزی برای بهبودهای چشمگیری هستیم:
- پروتکلهای امنیتی پیشرفتهتر
- گسترش موقعیتهای جغرافیایی سرورها
- سامانهٔ دعوت بهبودیافته
- روشهای رمزنگاری قویتر
یک یادداشت شخصی
ساختن OrbVPN فقط یک کسبوکار نبود — ادامهٔ میراث پدرم در ترویج آزادی بیان و حقوق بشر بود. هر خط کدی که مینویسیم در خدمت همین هدف است.
به دو همتیمیای که این سفر را با من آغاز کردند، و بهویژه به شریک باقیماندهٔ من: سپاسگزارم که به تحقق این چشمانداز یاری رساندید. و به پدرم، که کارش الهامبخش تمام این پروژه بود: تعهد تو به حقوق بشر و آزادی بیان همچنان راهنمای مأموریت ماست.
راه پیشرو دشوار است، اما هدف ما روشن است — ساختن شبکهای امن که از حق مردم برای برقراری ارتباط آزادانه محافظت میکند.
نیما گلشریفی
بنیانگذار، OrbVPN